تبليغاتX
he he madre3!!

he he madre3!!

فرهنگ لغت ایرانی...(طنز)

قبولی در دانشگاه: نتیجه‌ای است که در کمال عدالت و انصاف، هیچ ربطی به رتبه‌ی کسب کرده‌تان ندارد

بیمه‌ی عمر:
 قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود

سریال:
 فیلمی‌ست چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوه‌های دزدی را به شما آموزش می‌دهد

تلفن همراه:
 وسیله‌ای سه‌کاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن و نهایتا‍ عکس گرفتن است

مترو: 
سونای بخار متحرک

عذرخواهی: 
در ایران دمده شده و بجای آن از توجیه استفاده می‌شود

آثار باستانی: 
خرابه‌هایی که هرچه زودتر باید نابود شوند چون خیلی جا گرفته‌اند

خودپرداز:
 دستگاهی‌ست که همیشه‌ی خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد و اگر صفی در کار نباشد ۹۹٫۹۹ درصد خراب است

اداره:
 محلی که شما بعد از تنش‌ها و جدل‌های منزل در آنجا استراحت می‌کنید

مجرم:
 فردی که هیچ فرقی با سایر افراد ندارد و تنها تفاوتش در این است که توانسته‌اند او را دستگیر کنند

گارانتی:
 یک اسم زیبا و خوش تلفظ

تحقیق: 
کپی-پیست کردن مقالات اینترنتی

شب امتحان: 
حکم بین دو نیمه در فوتبال ایران در زمان مربی‌گری مایلی‌کهن را دارد و فقط باید توکل کرد به خدا و دعا خواند

شناسنامه یا کارت ملی:
 دفترچه و کارتی که یکی بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتش لازم است

بزرگراه:
 نوعی پیست رالی به همراه یادگیری آپ تو دیت‌ترین فحش‌های باناموسی و بدون آن!

رئیس
: فردی که وقتی شما دیر به سر کار می‌روید خیلی زود می‌آید و زمانی که شما زود به اداره می‌روید یا دیر می‌آید و یا مرخصی است

ایرانسل:
 خط تلفنی است جهت مزاحمت و سر به سر گذاشتن دوست و آشنا

از پذیرفتن خانم‌های بد حجاب معذوریم:
 تابلویی که در همه‌جا نصب شده، جهت کرکر خنده و عوض کردن روحیه‌ی مردم

سطل آشغال:
 وسیله‌یی‌ست موجود در خیابان‌ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها

مدرک تحصیلی: 
کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع، قیمتش فرق می‌کند

حراج:
 اصطلاحی‌ست که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمز روی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می‌کنند.

و غیره (و …): نشانه‌ای برای باوراندن این مطلب که شما بیش از آنچه تصور می‌کنید، می‌دانید
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ساعت 15:57 توسط mer3de |


ازدواج...

پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.
دختر: می‌خوای از پیشت برم؟
پسر: حتی فکرشم نکن!
دختر: دوسم داری؟
پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!
دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟
پسر: نه! برای چی می‌پرسی؟
دختر: منو می‌بوسی؟
پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.
دختر: منو می‌زنی؟
پسر: دیوونه شدی؟ من همچین آدمی‌ام؟!
دختر: می‌تونم بهت اعتماد کنم؟!
پسر: بله.
دختر: عزیزم!
بعد از ازدواج
کاری نداره! از پایین به بالا بخون
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ساعت 15:55 توسط mer3de |


باز خواهی گشت ایا؟

ترکم مکن

حتی برای یک روز

زان رو که به انتظار

ایستگاهی متروک خواهم بود

                                     خالی از قطار .

 

ترکم مکن

حتی برای ساعتی

که دلتنگی چون بارانی

به آوارم فرو خواهد ریخت

و غبار

                چون هاله ای.

جای پایت به شنها امیدم می دهد

و مژگانت آرامشم.

 

عزیزترین !

ترکم مکن حتی برای ثانیه ای .

 

وقتی تو نیستی

سرگردان سرگشته این سوال مداومم

                                        که باز خواهی گشت آیا؟

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ساعت 15:52 توسط mer3de |


salaaam bachehaa

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1390 ساعت 17:26 توسط mer3de |